السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

289

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

كرده است و طعن به آن حديث در كتاب تحفه‌اش را برگزيده كه با حجّت‌هاى كوبنده مردود شده است و در پوشيدن حق چيزى را طلبيده كه بالاتر از هر قلّه كوه ظاهرى است ؟ ! 139 - اثبات ساباطى حنفى شيخ جواد ساباطبن‌ابراهيم ساباط حنفى « 1 » در كتاب « البراهين الساباطيه » در برهان هفتم از برهان‌هاى مقاله‌ى سوم از تبصره‌ى سوم و پس از نقل عبارتى از خواب يوحنّا چنين گويد : « آن را به عربى ترجمه كردم و دوازده باب ( آن ) ، دوازده مرواريد است ، هر يك از آن باب‌ها از يك مرواريد است و ميدان شهر از طلاى خالص مانند شيشه‌ى شفّاف است . گويم : اين بيان مطلب قبلى و صفتى براى درهاست و اين كه هر دَر از يك مرواريد است ، در آن بشارت به ادّعاى اماميه است كه ائمّه‌شان معصوم هستند ، چون مرواريد كُروى است ، و بدون شك لبه‌ى شكل كُروى را نمىتوان شكست چون تنها در يك نقطه با ديگر اجسام اتّصال برقرار مىكند ، همان‌گونه كه اقليدوس تصريح كرده است . و اين عصمت امام يك اصل است . امّا نزد اهل سنّت و جماعت ، عصمت شرط امامت نيست ، بلكه ملاك ، انعقاد اجماع است . امّا نزد اماميّه عصمت در امام واجب است ، چون لطف است و چون نفس‌هاى پاكيزه‌ى بافضيلت از پيروى نفس‌هاى پست زيردست خوددارى مىكند و نداشتن عصمت ،

--> ( 1 ) . در كتاب هدية العارفين 1 / 258 چنين آورده است : « جواد ساباطبن‌ابراهيم ساباطبن‌محمّد ساباطباسيفين حسينى هجرى الاصل بصرى حنفى . در ماريه سال 1188 متولّد شد و در حدود سال 1250 درگذشت ، از كتاب‌هايش : « أنموذج الساباطى في العروض و القوافى » و « البراهين الساباطية فيما يستقيم به دعائم الملّة المحمّدية و تنهدم به أساطين الشريعة المنسوخة العيسوية » است كه در سال 1228 آن را به پايان برده است . »